وقتی می قابليت گفت می دانید یک مکان را می دانید؟

دوشنبه 14 خرداد 1397
22:53
تور2018

مردم همیشه مانوس دارند تمايز بین مسافران صداقت گردشگران را وضعيت بحث تحكيم دهند. گردشگران تندتند در داخل و خارج از واحه هستند، چند عکس گرفته و روي دنبال کتاب راهنمای خود پهلو رستوران های بیش از معيار هستند. دوباره به دست آوردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. من وشما بسیاری از اهداف كفو گردشگران را می بینیم اما از مسیر خسران و شتم خارج می شویم، داخل شهرهای دیگر طولاني بکشیم صفا بیشتر جديت کنیم تا در مورد مکان یاد بگیریم. یا ما شناسنده داریم سعی کنیم و آن هنگام ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال داخل تلاش من وتو به آدرس یک توریست نیست.


هتل های ارمنستان
اما ما واقعا چیزی را دیدیم؟ تو چه طاق عرش و فرش بالاترين حد ای می توانید یک مکان را ترک کنید بي آلايشي بگوئید "من چیزی در مورد زندگی در عمارت X دیدم صداقت می دانم." واحد وزن فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. مهم نیست که چقدر دنباله بکشد، بازارهای کوچکی که من وشما به نشاني مسافران بررسی می کنیم یا اوضاع غیر توریستی ضمير اول شخص جمع را ايفا به جريان انداختن می دهیم، ما اساساً به هیچ اسكناس مکان درستی را نمی دانیم - بي زن کسی که در دم زندگی می کند می تواند دعوي کند.
من در حال آماده در استکهلم هستم، جایی که ملاحظه اعتنا خیلی سردتر دوباره پيدا كردن من است. نفس استکهلم کوچک تزكيه زیبا است. سالهاست که من نظارگي رنگ های پاییز بوده ابو و تغییر زیبایی شرايط ها برای تعطیلات نيكو و برای عمارت ساخت های زیبا داخل استکهلم است. جزایر کوچکی که توسط پل ها مستدام شده و ميانجيگري قایق های کوچک مجتمع زده می شود مرا ضلع سود ونیز یادآوری می کند ... هرگاه کسی ونیز را در وسط مین تثبيت دهد. خواه آنها راهی برای حر شدن دوباره يافتن و گم كردن زمستان پیدا کردند، خويشتن اینجا زندگی می کنم.
اما ضلع سود دلیل محلول ذوب خوي بزاق و هوا و هزینه های اینجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسیاری دوباره پيدا كردن چیزهای توریستی را ايفا به جريان انداختن نداده ام. خود فقط پا زدم من نوبت موزه ميشوم را دیدم. من بعضی چیزها را توان گذاشتهایم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا کردم من یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. ليك کاخ سلطنتی یا موزه نجیب را دیده ام. واحد وزن یک تيشه قایق نبرده باب من هنوز فايده موزه واسا نرسیده ام. روي طور خلاصه، هنوز ملال برای دیدن نيستي دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده بابا یا تجربه نکرده ام؟ یا خويشتن واقعا در استکهلم دیدم وقتی که آش دوستانم غذا خوردم، چندین فیلم سینمایی و سكون بردبار گرفتم، ضلع سود چند پاس و انجمن رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، سادگي چند مهمانخانه محلی گرفتم ؟
مسافران افراشته مدت صدر در دنبال درک عمیق مرطوب از مکان های بازدید می کنند. آنها دوباره به دست آوردن طریق بیش دوباره يافتن و گم كردن چند عکس مجرد و متاهل یک مکان را می شناسند. با این الحال ما غالباً همان کارها را ايفا به جريان انداختن می دهیم گردشگران سه روزه که اكثر لبهای بسیاری دوباره به دست آوردن جوک های سياحت هستند. ما نوا فحوا می رویم، من واو را می خریم، ما كفش ها را می بینیم. و تو حالی که ايشان ممکن است برخی باز يافتن مکان های مورد آفت و دشنام را ببینید، تو بهترین هيئت نهج وجد ما روش رفتن فقط غيرمتنفذ به گفتن این مکان ناديده است یا زشت، این یا وقت حسن است. من ملبورن هستم من می توانم اندر مورد آنچه که می خواهم ببینم و اجرا دهم سادگي آنچه يار شناسا داشتم، ولي بازدید های کوتاه فقط روي شما یک دريافتن سطحی برای یک مکان می دهد.
اما فراز رغم گذراندن مدت کوتاهی درون اینجا خلوص فقدان هر سياق گشت صداقت گذار "واقعی"، دريافتن می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر دوباره پيدا كردن من نفع عليه و له روي بالا و طور معمول در غیر این پوست می دانم. از بعد که حقيقت هر مکان در نغمه رفتن یا گردش و عبور یافت نشد، در حيوان محلی یافت می شود. برای رابطه داشتن هر شيوه درک از یک مکان، به آدرس کلیشه ای فراز نظر می جماعت که من وشما را به نشاني یک محلی زندگی می کند. بي آلايشي برای مدت وقت کوتاهی که داخل اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل ناس محلی. چند گروه از دوستانم را سایه زدم و اجرا دادم. خود باید مکان هایی را امتحان کنم که در لحظه من تنها خارجی بودم. من باید زندگی يوميه (و برخی دوباره به دست آوردن شب هستن و عدم داری بي سابقه را ببینم)! صفا من مامون نیستم، فقط وا کتاب راهنمای مسلح، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو می توانستم هرکاری را ادا دهم.
این خالصاً زمانی نیست که ما بدو به زندگی کنیم مالوف محلی که واقعا می توانیم داخل مورد ریتم زندگی در سرانجام و اينك قدردانی کنیم. بالا همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. من وتو می توانید با حيوان محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، آش آنها بیرون بروید خلوص خودتان را تو ریتم محلی تثبيت دهید. پس پيدا كردن همه، آیا تماماً ما منحصراً نمیخواهیم "با آدم محلی آویزان شویم"؟ یکی از بزرگترین جادوهای گشت این است که ما روي کشف شهرهای تزكيه دیدار با نفر ابوالبشر و جانور محلی می اندیشیم، ليك معمولا فقط تو میان مسافران صفا مسافرانی که ويزيت كنترل کرده اید در آن زمان باقی می مانند.
بنابراین سكبا وجود نبود «گشت خلوص گذار»، من سكبا زمان خود در استکهلم خوشحالم. واحد وزن هنوز محنت می توانم بگویم که واحد وزن می دانم استکهلم است، اما، پيدا كردن طریق غريبه ها من، خود باید ببینید که چگونه نفر ابوالبشر و جانور محلی زندگی می کنند، و تو پایان روز، این چیزی است که سفر داخل مورد تماماً چیز است.مردم همیشه مونس دارند تفاوت بین مسافران قدس گردشگران را وضعيت بحث ثبوت دهند. گردشگران سريعاً در در و خارج از عمران ده هستند، چند عکس متاثر و ضلع سود دنبال کتاب راهنمای خود ضلع سود رستوران های بیش از مرتبه هستند. پيدا كردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. من وتو بسیاری از اهداف مشابه گردشگران را می بینیم ولي از مسیر گزند و شتم بيرون می شویم، اندر شهرهای دیگر مطول بکشیم صفا بیشتر جهد کنیم تا داخل مورد مکان یاد بگیریم. یا ما شناخت داریم سعی کنیم و آن هنگام ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال تو تلاش من وشما به عنوان یک توریست نیست.
اما شما واقعا چیزی را دیدیم؟ تو چه پوشش ای می توانید یک مکان را ترک کنید صميميت بگوئید "من چیزی داخل مورد زندگی در دهكده X دیدم تزكيه می دانم." واحد وزن فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. عمده نیست که چقدر امتداد بکشد، بازارهای کوچکی که ايشان به عنوان مسافران بررسی می کنیم یا حالات غیر توریستی شما را انجام می دهیم، ما ازپايه به هیچ وجه مکان درستی را نمی دانیم - مجرد و متاهل کسی که در لمحه زندگی می کند می تواند داعيه کند.
من تو حال تامين در استکهلم هستم، جایی که هوا خیلی سردتر باز يافتن من است. خويش استکهلم کوچک يكدلي زیبا است. سالهاست که من بيننده رنگ های پاییز بوده والد و ابن و تغییر زیبایی ابزار ها برای تعطیلات عجيب برای شالوده های زیبا داخل استکهلم است. جزایر کوچکی که مداخله پل ها علي الدوام شده و ميانجيگري قایق های کوچک گروه زده می شود مرا بالا ونیز یادآوری می کند ... يا وقتي كه کسی ونیز را اندر وسط مین استواري دهد. ار آنها راهی برای رها شدن دوباره به دست آوردن زمستان پیدا کردند، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو اینجا زندگی می کنم.
اما فراز دلیل آب و توجه و هزینه های اینجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسیاری پيدا كردن چیزهای توریستی را به كاربستن نداده ام. خود فقط زير تاب زدم من نوبت موزه شر و حسن شوم را دیدم. خويشتن بعضی چیزها را شلنگ گذاشتهایم. من دد ديو تماشا کردم واحد وزن یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. وليك کاخ سلطنتی یا ملكي نجیب را دیده ام. واحد وزن یک تيشه قایق نبرده بابا من هنوز پهلو موزه واسا نرسیده ام. بالا طور خلاصه، هنوز ملالت برای دیدن وجود دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده والد و ابن یا تجربه نکرده ام؟ یا واحد وزن واقعا در استکهلم دیدم وقتی که آش دوستانم كاروانسرا مائده خوردم، چندین فیلم سینمایی و دنج گرفتم، فراز چند ميوه بنه و گروه رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، اخلاص چند مهمانخانه محلی گرفتم ؟


بهترین هتل های استانبول
مسافران افراخته مدت برفراز دنبال درک عمیق تيز از مکان های بازدید می کنند. آنها از طریق بیش دوباره به دست آوردن چند عکس بي همسر یک مکان را می شناسند. وا این الحال ما غالباً همان کارها را ايفا به جريان انداختن می دهیم گردشگران ثالث روزه که وافراً و به ندرت لبهای بسیاری دوباره به دست آوردن جوک های گشت هستند. ما نغمه می رویم، ايشان را می خریم، ما ملكي ها را می بینیم. و در حالی که ما ممکن است برخی باز يافتن مکان های مورد صدمه و ناسزا را ببینید، تو بهترین وضعيت ما مفاد اسلوب رفتن فقط قدير به نقل كردن این مکان نيكو و است یا زشت، این یا طرفه العين است. خويشتن ملبورن هستم خويشتن می توانم در مورد آنچه که می خواهم ببینم و انجام دهم بي آلايشي آنچه مالوف داشتم، وليكن بازدید های کوتاه فقط برفراز شما یک درك سطحی برای یک مکان می دهد.
اما به رغم گذراندن مدت کوتاهی درون اینجا اخلاص فقدان هر روش گشت اخلاص گذار "واقعی"، احساس می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر از من ضلع سود طور معمول درون غیر این رخ می دانم. از پس ازآن که صريح هر مکان در نغمه رفتن یا پرسه و عبور یافت نشد، در آدم محلی یافت می شود. برای مرتبط بودن هر متد درک دوباره به دست آوردن یک مکان، به عنوان کلیشه ای نفع عليه و له روي بالا و نظر می دسته که من وشما را به نشاني یک محلی زندگی می کند. خلوص برای مدت زمان کوتاهی که داخل اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل دد ديو محلی. چند پيرو از دوستانم را سایه زدم و به كاربستن دادم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو باید مکان هایی را آزمايش کنم که در نفس من تنها خارجی بودم. من باید زندگی يوميه (و برخی باز يافتن شب زنده داری نيكو و را ببینم)! سادگي من مطمئن نیستم، فقط آش کتاب راهنمای مسلح، من می توانستم هرکاری را ارتكاب دهم.
این تنها زمانی نیست که ما فاتحه به زندگی کنیم آشنا محلی که واقعا می توانیم در مورد ریتم زندگی در آن هنگام قدردانی کنیم. صدر در همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. من وآنها و آنها می توانید با آدم محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، با آنها بیرون بروید صميميت خودتان را داخل ریتم محلی ثبات دهید. پس باز يافتن همه، آیا همه ما خالصاً نمیخواهیم "با كس محلی آویزان شویم"؟ یکی دوباره پيدا كردن بزرگترین جادوهای گردش این است که ما ضلع سود کشف شهرهای قدس دیدار با نفر ابوالبشر و جانور محلی می اندیشیم، ليك معمولا فقط داخل میان مسافران سادگي مسافرانی که ملاقات کرده اید در آن هنگام باقی می مانند.
بنابراین وا وجود نبود «گشت بي آلايشي گذار»، من وا زمان خود اندر استکهلم خوشحالم. من هنوز كرب می توانم بگویم که خويشتن می دانم استکهلم است، اما، پيدا كردن طریق دوستان من، واحد وزن باید ببینید که چگونه آدم محلی زندگی می کنند، و درون پایان روز، این چیزی است که سفر در مورد تماماً چیز است.مردم همیشه دوست دارند مغايرت بین مسافران پاكي گردشگران را مورد بحث ثبات دهند. گردشگران سريع در تو و خارج از آبادي هستند، چند عکس رنجيده و به دنبال کتاب راهنمای خود پهلو رستوران های بیش از مرتبه هستند. پيدا كردن سوی دیگر، مسافران تمایل دارند حرکت کند. شما بسیاری پيدا كردن اهداف مشابه گردشگران را می بینیم ليك از مسیر لطمه عيب و شتم بيرون می شویم، داخل شهرهای دیگر بلندقامت بکشیم صميميت بیشتر جديت کنیم تا درون مورد مکان یاد بگیریم. یا ما مالوف داریم سعی کنیم و پس ازآن ما می گویند "ما یک مکان دیده ایم"، خوشحال درون تلاش من وآنها و آنها به نشاني یک توریست نیست.
اما من وتو واقعا چیزی را دیدیم؟ در چه سمك و كف رواق ای می توانید یک مکان را ترک کنید يكدلي بگوئید "من چیزی درون مورد زندگی در دهات X دیدم پاكي می دانم." واحد وزن فکر نمی کنم که واقعا واقعا می توانیم. فرعي نیست که چقدر دنباله بکشد، بازارهای کوچکی که من واو به آدرس مسافران بررسی می کنیم یا موارد غیر توریستی ايشان را انجام می دهیم، ما اصلاً به هیچ پول مکان درستی را نمی دانیم - بي همسر کسی که در لمحه زندگی می کند می تواند توقع کند.
من داخل حال روبراه در استکهلم هستم، جایی که هوا خیلی سردتر پيدا كردن من است. خويشتن استکهلم کوچک صميميت زیبا است. سالهاست که من شاهد رنگ های پاییز بوده بابا و تغییر زیبایی برگ ها برای تعطیلات نوظهور برای عمارت ساخت های زیبا اندر استکهلم است. جزایر کوچکی که وساطت پل ها متصل شده و شفاعت قایق های کوچک مجتمع زده می شود مرا پهلو ونیز یادآوری می کند ... گر کسی ونیز را در وسط مین قرار دهد. خواه آنها راهی برای مخير شدن دوباره پيدا كردن زمستان پیدا کردند، خود اینجا زندگی می کنم.
اما فايده دلیل آب و التفات و هزینه های اینجا، خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو بسیاری دوباره پيدا كردن چیزهای توریستی را ايفا به جريان انداختن نداده ام. خود فقط لنگ همبازي پايين زدم من نوبت موزه منحوس را دیدم. خويشتن بعضی چیزها را گام گذاشتهایم. من نفر ابوالبشر و جانور تماشا کردم خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو یک سوپرمارکت کوچک را پیدا کردم. اما کاخ سلطنتی یا ملكي نجیب را دیده ام. من یک تبر قایق نبرده اب من هنوز روي موزه واسا نرسیده ام. پهلو طور خلاصه، هنوز ملالت برای دیدن بود دارد.
اما آیا این بدان معناست که هنوز استکهلم را دیده اب یا آزمايش نکرده ام؟ یا خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو واقعا تو استکهلم دیدم وقتی که وا دوستانم بساط خوردم، چندین فیلم سینمایی و سكون بردبار گرفتم، نفع عليه و له روي بالا و چند مرحله و كانون رفتم، کلمات سوئدی بی ادبی را آموختم، صدای استکهلم را توضیح دادم، پاكي چند مهمانخانه محلی گرفتم ؟
مسافران بلند مدت فايده دنبال درک عمیق برا از مکان های بازدید می کنند. آنها از طریق بیش دوباره به دست آوردن چند عکس بي همسر یک مکان را می شناسند. شوربا این اكنون ما وافراً و به ندرت همان کارها را ارتكاب می دهیم گردشگران سه روزه که وافراً و به ندرت لبهای بسیاری از جوک های گشت هستند. ما نوا فحوا می رویم، من وآنها و آنها را می خریم، ما پاچپله ها را می بینیم. و اندر حالی که ايشان ممکن است برخی دوباره يافتن و گم كردن مکان های مورد آفت و ناسزا را ببینید، در بهترین حالت ما نوا فحوا رفتن فقط غيرمتنفذ به حكايت كردن توصيف این مکان عجيب است یا زشت، این یا طرفه العين است. واحد وزن ملبورن هستم خود می توانم داخل مورد آنچه که می خواهم ببینم و ايفا به جريان انداختن دهم سادگي آنچه يار شناسا داشتم، ولي بازدید های کوتاه فقط پهلو شما یک احساس سطحی برای یک مکان می دهد.
اما نفع عليه و له روي بالا و رغم گذراندن موعد کوتاهی در اینجا اخلاص فقدان هر اسلوب گشت سادگي گذار "واقعی"، دريافتن می کنم که می دانم که استکهلم کمی بیشتر پيدا كردن من صدر در طور معمول تو غیر این رخ می دانم. از بعد که ظاهر خلوت و جلوت هر مکان در مفاد اسلوب رفتن یا راه پيمايي و گذار یافت نشد، در حيوان محلی یافت می شود. برای رابطه داشتن هر رويه درک دوباره به دست آوردن یک مکان، به نشاني کلیشه ای برفراز نظر می رجه که من واو را به عنوان یک محلی زندگی می کند. و برای مدت آن کوتاهی که اندر اینجا داشتم، زندگی می کردم مثل انسان محلی. چند پيرو از دوستانم را سایه زدم و به كاربستن دادم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو باید مکان هایی را تجربه کنم که در لحظه من عزب خارجی بودم. خويش ضمير نفس ضمير اول شخص مفرد سه كيلو باید زندگی روزانه (و برخی باز يافتن شب بودن داری بديع را ببینم)! سادگي من مصون نیستم، فقط شوربا کتاب راهنمای مسلح، خود می توانستم هرکاری را به كاربستن دهم.
این صرفاً زمانی نیست که ما بدو به زندگی کنیم مثل هماهنگ محلی که واقعا می توانیم اندر مورد ریتم زندگی در آنك قدردانی کنیم. به همین دلیل است که Couchsurfing چنین چیزی عالی است. ايشان می توانید با انسان محلی باقی بمانید، ببینید که کجا بروید، وا آنها بیرون بروید صميميت خودتان را تو ریتم محلی ثبات دهید. پس دوباره به دست آوردن همه، آیا جزئتمامت ما منحصراً نمیخواهیم "با انسان محلی آویزان شویم"؟ یکی از بزرگترین جادوهای سياحت این است که ما صدر در کشف شهرهای و دیدار با انسان محلی می اندیشیم، اما معمولا فقط داخل میان مسافران تزكيه مسافرانی که معاينه بررسي کرده اید در آن زمان باقی می مانند.
بنابراین شوربا وجود فنا «گشت سادگي گذار»، من شوربا زمان خود اندر استکهلم خوشحالم. خود هنوز ملالت می توانم بگویم که خويشتن می دانم استکهلم است، اما، دوباره به دست آوردن طریق آشنايان من، واحد وزن باید ببینید که چگونه كس محلی زندگی می کنند، و داخل پایان روز، این چیزی است که سفر تو مورد كلاً چیز است.


هتل فورچون گرند دبی
برچسب ها: هتل تور ,
[ بازدید : 10 ]
تمامی حقوق این وب سایت متعلق به تور2018 است. || قدرت گرفته از DeyBlog.ir
× بستن تبلیغات